تاریخ پنهان قالیچه پرنده در ایران و کشف برخی از اسرار پیرامون آن

A000001_1_l

بررسی نشانه های از وجود قالیچه پرنده در ادبیات فارسی و ادبیات ایرانی:

سال های بسیار کهن قبل از آن که در میان مردمان اروپایی سخنان و افسانه هایی از جاروی پرنده بیان شود در اثار ادبی ایرانی به فراوانی سخن از وجود قالیچه های پرنده رفته است و این قالیچه های اعجاب انگیز به فراوانی در اشعار قدیم یافت می شوند از جمله در مثنوی معنوی مولانا جلال الدین بلخی.

اولین بار نشانه های قالیچه پرنده در ادبیات ایرانی در داستان های هزار و یک شب که آن را می توان بازمانده داستان های افسانه ای پیش از دوره هخامنشی دانست بیان شد و گاها به واسطه آن که مصححین آن را تصور و خیال دانسته اند از نسخه ها حذف گردیده است. در باره این قالیچه ها افسانه هایی بیان شده گاها آن ها را قالی هایی بیان کرده اند که چندین متر بر زمین شناور می شده اند و برخی آن را به کیمیا گران و صنعت گران دربار ملکه صبا نسبت می دهند که ملکه صبا آن را به نشانه علاقه به حضرت سلیمان پیش کش می کند و به واسطه اعراض حضرت سلیمان و ناراحتی ملکه صبا همه کیمیاگران و صنعت گران از دربار ملکه اخراج می شوند. در باور های مردمی این قالیچه ها به وسیله باد حرکت می کردند که این باور از ایات کتاب قران کریم نیز به وجود امده است از ان جا که خداوند بیان کرده است سلیمان با باد هایی تند حرکت می کرده است. این باور که سلیمان پیامبر، تخت (یا قالیچه ای) داشت که به وسیله باد حرکت می کرد در اصل یک باور قرآنی است؛ در قرآن کریم آمده است: “و برای سلیمان باد را مسخر کردیم که صبحگاهان مسیر یک ماه را می پیمود و عصرگاهان مسیر یک ماه را و چشمه مس (مذاب) را برای او روان ساختیم و گروهی از جن پیش روی او به اذن پروردگار کار می کردند. که این آیات سوره صبا (آیه۱۲) نیز به بیان حقیقت وجود این قالیچه ها پرداخته است.

شاید به سبب معروفیت تخت سلیمان و قالیچه های پرنده ملکه صبا این دو پدیده در هم آمیخته شده باشد و پدیده ای جدید به نام تخت پرنده در باور های مردمی شکل گرفته باشد به طوری که در اشعار مولوی می خوانیم:

چون به صحرای سلیمانی رسید فرش آن را جمله زر پخته دید

تخت او سیار بی حمال شد حلقه و در مطرب و قوال شد

از بزرگی تخت کز حد می فزود نقل کردن تخت را امکان نبود

که این اشعار از زبان مولوی به شرح واقعه پیش کشی فرش پرنده به حضرت سلیمان(ع) از جانب ملکه صبا می پردازد. مولوی در این ابیات دقیقا اشاره می کند که تخت ملکه صبا فرشی از زر است و سیال و بی حمال بودن آن به بیان ضد جاذبه بودن و قدرت شناوری این قالیچه می پردازد. با توجه به بی خبری پیک بلقیس از این فرش پرنده احتمالا علم ساخت آن در اختیار سلیمان بوده است و به دلایلی نامشخص به دست صنعتگران ملکه صبا رسیده است وشاید این دلیل روی گردانی حضرت سلیمان از پیشکشی بلقیس بوده باشد.

علاوه بر این در کتاب تاریخ طبری در جلد اول آمده است که: آن گاه بفرمود تا چیزی از آبگینه برای او بسازند و شیاطین را در آن جای داد و بر آن نشست و در هوا از شهر خویش دنباوند تا بابل به یک روز رفت و آن روز هرمزد روز فروردین ماه بود. مردم از شگفتی که دیدند نوروز گرفتند.

در مورد بیان این پدیده در خلال داستان های هزار و یک شب نیز برخی بیان داستان هایی که در آن قالیچه های پرنده به کار رفته است را الهام گرفته از متون اساطیری هندی از جمله افسانه رامایانا می دانند که در آن این قالیچه ها ارابه های سحر آمیز هوایی بیان شده اند با نام پوسپاکه که درخششی همچو خورشید داشته است.

بیان مدارک و شواهد وجود قالیچه پرنده در ایران و استفاده آن به وسیله دزدان خاورمیانه:

قرن ها پس از آن که قالیچه های پرنده تنها یک افسانه هزار و یک شبی تصور می شد، هنری بک، کاشف فرانسوی، شواهد مستند از وجود قالیچه های پرنده در ایران یافته است.

هنری بک در یک سرداب زیرزمینی واقع در قلعه الموت در نزدیکی دریای خزر طومار هایی یافت کرد که شواهد جدیدی در مورد وجود قالیچه های پرنده بیان می کرد و به طرز خارق العاده ای سالم باقی مانده بود. پرفسور جی دی سپتیموس زبان شناش مشهور این متون را از زبان فارسی به انگلیسی ترجمه کرده است و به سبب آن در جامعه علمی جنجال های زیادی به پاشد. مدتی پس از انتشار این اسناد کنفرانسی با حضور کارشناسان بزرگ و برجسته بین الملل در مدرسه مطالعات شرقی لندن برگزار شد. بنابر یادداشت های بن شریره، نخستین اشارات به قالیچه های باستانی در دو متن باستانی صورت گرفته است. یکی از این کتاب ها، مجموعه ای از ضرب المثل ها است که توسط شامشاد، وزیر نبوکدنزر پادشاه بابلی جمع آوری شده است و منبع دیگر، مجموعه ای از گفتگوهای باستانی است که توسط شخصی به نام ژوزفوس نگاشته شده است. بن شریره در یادداشت های خود به توضیح چگونگی کار این قالیچه های پرنده می پردازد، اما متأسفانه اکثر اصطلاحات و عبارات فنی به کار رفته در این قسمت قابل فهم نیست. اما از قسمت های قابل خواندن متن چنین بر می آید که قالیچه های پرنده هم مانند قالیچه های معمولی روی دار بافته می شده اند و تفاوت آنها با قالیچه های معمولی در مرحله رنگرزی بوده است. صنعتگران دربار ملکه صبا گل مخصوصی «به دست آمده از چشمه های کوهستان» کشف کرده بودند که هنگامی که در معرض حرارت شدید، «داغ تر از آتش حلقه هفتم جهنم» در ظرفی محتوی روغن یونانی قرار می گرفت، خاصیت ضد مغناطیسی پیدا می کرد. با توجه به مغناطیس بودن کره زمین، وجود میلیون ها محور مغناطیسی که از قطب جنوب تا قطب شمال کشیده شده اند، قالیچه هایی که الیافشان به این گل آغشته می شد می توانستند از سطح زمین فاصله بگیرند. این فاصله با توجه به غلظت و میزان گل به کار رفته، از یک متر تا چند ده متر می رسید. محورهای مغناطیسی مانند ریل های هوایی عمل می کردند و قالیچه می توانست در امتداد این محورها پیش رود. در یاداشت های ابن شریره آمده است که در کتابخانه اسکندریه تعداد زیادی از این قالیچه ها وجود داشته است و از آن برای گردش در لا به لای قفسه ها استفاده می شده است و در اختیار مراجعه کنندگان به کتاب خانه قرار داشته است. این کتاب خانه بسیار شگفت انگیز بوده است و بیان شده که دارای سقفی بسیار بلند است و در یک زیگورات قرار داشته است و بیش از ۴۰ هزار نسخه خطی در آن موجود است و ارتفاع آن قدری بلند است که مراجعه کنندگان ترجیح می دادند که بر فراز همین قالیچه ها به مطالعه طومار ها بپردازند.

4469159246691521411001911359823115512910

مطالعات علمی و گروه های بررسی کننده این موضوع:

سه گروه به برسی این پدیده پرداختند گروه اول متشکل از تعدادی از فیزیک دانان انیستیو نیلزبور در دانمارک و گروه دوم گروه کشاورزی و کانی شناسی دانشگاه ماساچوست امریکا و گروه سوم نیزباستان شناسانی از دانشگاه آکسفورد انگلستان بود که به بررسی و مطالعه این پدیده پرداختند. آدریان پل موریس دیراک وقتی در ۱۹۲۶ با تلفیق مکانیک کوانتومی و نسبیت عام و خاص توانست فرمول بندی جدیدی ارائه دهد که وجود ذراتیکه بعدها به ضدذره شناخته شدند را پیش بینی می کرد گام بزرگی در راه پیشرفت فیزیک برداشت. از آن پس دانشمندان برای حامل انرژی دنبال ذره ای می گشتند، ذره ای به نام گراویتون (Graviton) که از خانواده مزونهاست (Meson) ، با اسپین ۲ و بار الکترونی و جرم در حال سکون صفر، به عنوان عامل جاذبه دست یافتند. این ذره تا کنون آشکار سازی نشده بود. در واقع این که دو جرم همدیگر را جذب می کند به دلیل وجود این ذره است. یک گروه گراویتون یاب از دهه ی سی میلادی توسط نیلز بور در دانمارک تشکیل شد تا این ذره را پیدا کنند. دانشمندان بزرگی از هیدکی یوکاوا ژاپنی گرفته تا عبدالسلام پنجابی و ورنر هاینزبرگ آلمانی، طی سالهای طولانی در این گروه عضو بوده اند. سرانجام این گروه نشان داد در برخی از مواد کانی ذرات گراویتون وجود دارد که در کویرهایی که درجه ی حرارت در آنها بالا برود ممکن است در دل شن ها یافت شود. گروهی از برجسته ترین کانی شناسان در دانشگاه لوول ماساچوست به سرپرستی یکی از نوادگان کانی شناس برجسته ی فرانسوی رنه ژوست آئویی پس از دریافت آخرین دست آورد های تئوریک انستیتو نیلزبور با بررسی هزاران نقشه ی ماهواره یی سه نقطه در جهان را مشخص کردند که ممکن بود دارای خاک یا شنی سرشار از ذرات گراویتون باشند. صحرای سینادرمصر، ربع الخالی درعربستان و ریگ جن در کویر مرکزی ایران به همین منظور گروه هایی را اعزام کردند. اما به دلیل نبودن ارتباط سیاسی بین آمریکا و ایران طی پنج سال گذشته که تیم های اعزامی در صحرای سینا و ربع الخالی مشغول تحقیق بودند هیچ تیمی به ایران اعزام نشد و متاسفانه در آن دو نقطه هم تحقیقات به نتیجه ی مطلوب نرسید .

url

تا این که حدود سه سال پیش در ۱۸دسامبر ۲۰۰۷ یک اتفاق کاملا تصادفی زنجیره ای از حوادث را به وجود آورد که منجر به کشفی بزرگ و حیرت انگیز شد . در سال ۲۰۰۷ زمانی که جیمز کامرون قصد داشت تا پروژه آواتار را شروع کند، تصمیم داشت در این فیلم سیاره ای را به تصویر بکشد که تخت سنگهای بزرگ گراویتونی دارد با گراویتون یاب های انستیتو نیلزبور تماس گرفت تا اطلاعاتی در زمینه عملکرد صخره های گراویتونی به دست آورد. با پیگیری ماجرا به کانی شناسان ماساچوست رسید و آنها توضیح دادند که ممکن است صخره های گرویتونی در روی کره ی زمین هم باشد و سه نقطه را می گویند و اضافه می کنند هنوز تحقیقات در مصر و عربستان به نتیجه نرسیده و امکان رفتن به کویر جن هم نیست.

جیمز کامرون با عباس کیارستمی فیلمساز معروف ایرانی تماس می گیرد و از او می خواهد تحت پوشش فیلمسازی گروهی به منطقه اعزام شوند اما کیارستمی می گوید امکان این کار وجود ندارد در عوض او یکی از دوستانش به نام پرفسور جندقی را به او معرفی می کند که باستان شناس و کویر شناس ایرانی ساکن انگلستان و صاحب کرسی در آکسفورد است. تماس جیمز کامرون با پرفسور جندقی و گفت وگو با او موجب می شود پروفسور جندقی با تحقیقات ماساچوستی ها و دانمارکی ها آشنا شود و او به جیمز کامرون می گوید در حفاریهای تخت جمشید ابریشمی پیدا شده است که با این توصیفات شما به نوعی دارای ذرات گراویتونی هستند. پس جلسه ای بین سایر دانشمندان دانشگاه ماساچوست انسیتیتو نیلزبور در انگلستان و تیم باستان شناسی شکل گرفت و در این جلسه از دولت انگلستان تقاضای اعزام یک گروه تحقیقاتی به سحرای ریگ جن ایران شد و سرانجام دولت ایران پذیرفت که مشروط بر این که دولت انگلستان منشور کوروش را برای مدتی به ایران تحویل دهد اجازه تحقیات بر روی این صحرا به طرف انگلستانی داده شود.

تیم اعزامی طی تحقیقات جالبی به این نتیجه می رسد که ایرانیان در زمان هخامنشی ذرات گروایتون را در کویر مرکزی ایران کشف کرده اند. خاک و شن منطقه ی ریگ جن را طی عملیات سرند سازی خالص کرده به کاشان منتقل می کرده اند و در آنجا باغی درست کرده بودند پر از درخت توت، خاک این باغ تا عمق پنجاه و سه متر از خاک سرند شده ی ریگ جن بوده است بعد کرم های ابریشم از برگ این درختان تغذیه می کردند و ابریشم تولیدی خاصیت گراویتونی و ضد جاذبه ای داشته است و ایرانیان با آن قالیچه ی پرنده تولید می کردند. و بر اساس یافته های دانشمندان حدس زده می شد که این فرآیند بسیار پیچیده بوده است و یک قالیچه ی کوچک پرنده ده ها سال طول می کشیده است تا درست شود . یکی از این قالیچه ها توسط کوروش که به ذوالقرنین شناخته می شود به سلیمان نبی داده می شود. ایرانیان بسیار دقت کرده بودند که استفاده از این قالیچه ها علنی نشود اما سلیمان استفاده ی گسترده ای می کند و این قالیچه به قالیچه ی سلیمان مشهور می شود. گویا اسکندر برای به دست آوردن همین قالیچه به ایران حمله می کند و ایرانیان برای این که تکنولوژی دست یونانیان نیفتد آن باغ را آتش می زنند و دو قالیچه ی باقیمانده در تحت جمشید هم در آتش سوزی تخت جمشید کاملا از بین می رود و فقط چند تار از آن در اکتشافات ارنست امیل هرتسفیلد باستان شناس آلمانی که توسط موسسه خاور شناسی دانشگاه شیکاگو در ۱۹۳۱ به دست آمد که اکنون توسط این دانشگاه به تیم تحقیقاتی متشکل از اعضای از تمام گروه های درگیر به وجود آمده است قرار گرفته است. در ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۰ ساعت ۱۰ صبح به وقت ماساچوست نتیجه این تحقیقات طی بیانیه ای منتشر شد ولی اطلاعات جامعی از آن بیان نشده ولی شاید در سال های آینده گوشه های جامع تری از این موضوع اسرار امیز بیان گردد و ناگفته های بیشتری از این موضوع را بیان کند.

ابن شریره دلیل سرکوب ساخت مجدد این قالیچه را در گرو دو مطلب بیان می کند:

اول آن که حاکمان مسلمان پرواز بشر را به گونه ای کفر می دانستند و آن را باعث به هم خوردن قوانین نظام خلقت می دانستند.

دلیل دوم فشار اشراف و دارایان و بزرگان و درباریان بودند که ثروتشان به واسطه مرکب هایشان بود که وجود این قالیچه ها به اقتصاد آن ها ضربه وارد می کرد.

و سرانجام در زمان خلفای عباسی ساخت این قالیچه ها به شدت سرکوب گشت و با حمله موغولان به آسیای مرکزی همه آن ها به آتش کشیده شدند که دلیل آن این گونه بیان شده است که پیر مردی آن ها را به چنگیز خان پیشنهاد داد ولی چنگیز این کار وی را مبتنی بر بی ادبی و تمسخر خواند و دستور داد تا وی را سر زنند و تمام قالیچه ها را آتش بکشند و این دلیلی شد بر نابودی همه ی قالیچه های اسرار آمیز پرنده و از بین رفتن نحوه ساخت اسرار آمیز این قالیچه ها.

گردآوری: مصطفی عابدینی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.